
اون موقع بعد یه سال که گفتم این یه ماهم باهم باشیم بعد خداحافظی کنیم، تنها شانسم بود برای کندن راحت ولی برگشتم چون میخواستم دیوانه وار و حقیقی عاشقی کردن رو تجربه کنم.الان بیشتر از یک دهه میگذره و من آسیب دیده دوباره در همون نقطه ایستادم. وقتی مراقبت از عشقم و گذاشتم کنار ، وقتی دوره محبت و مهربونیاتو گذاشتم کنار.... وقتی دوره خاطرات یا مرا جدایی تومیکشد یا تورا دوباره مهربان کنم و گذاشتم کنار. سیلی از دروغ ودرد ها به قلبم هجوم آورد و یه بخش عظیمی و کند و برد. خیلی درد داشت.خیلی. خودموبه آب و آتیش زدم بفهمی قبل از اینکه دیر شه ولی برات مهم نبودم. از دست دادن و جزی زندگی خودت کردی. خیلی ها خیلی دوست داشتن. خالصانه. سحر، نیلوفر، من... همه روار دست دادی. چون تنها چیزی که بهش اهمیت م...
ادامه مطلب
شروع تازه، ترکیب دو واژه ای که سخت به هم ربط پیدا میکنند با معنایی بسیار پر امید و مثبت ولی راهی دشوار و پر از لحظات نا امیدی. شروع تازه یک تصمیم ناگهانی و یک فرمان دادن نیست که مسیرزندگی را تغییر دهد. شروع تازه مرد میدان میطلبد که صبری عظیم دارد و همتی والا. در این سی سال زندگی بارها شاهد موفقیت شروع های تازه بودم و دفعات بیشتری شاهد&...
ادامه مطلب
همیشه دوره های زندگیمو با اتفاقاتِ دردناک تقسیم بندی کردم. در حدی که حتی مسایلی مثل قهرمانی پرسپولیس با گل سپهر حیدری و یادمه چون سال کنکورم بود. (جای ِکنکور تامدت ها درد میکرد) تاریخ ها و سالها و یادم میمونه چون قبل و بعد رفتن بابام هستن یا قبل و بعد جداییم از تو که از دست بد روزگار توی یک سال اتفاق افتادند و چنان شکاف عمیقی توی تارخ نگار مغزم ایجاد کردند که اثر همه ی چاله چوله های قبلی و خنثی کردند و زندگی من شد قبل و بعد شما دو تا. زندگی یکباز دیگه تو رو از من گرفت و از قضا اتفاقاتی همزمان در حال رخ دادنه که میتونن روی زندگیم و متقابلا روی زندگیت تاثیر گذار باشند. اما من بهت قول میدم نمیذارم این جدایی لعنتی اینبار حفره ای ایجاد کنه. این دوری، لمحه ای از زندگی مشترک میمونه و آگاهانه و ع...
ادامه مطلب
زمونه چرخید و بازم شبهای تنهایی تو راهه. شاید رنگ و شکلش فرق کنه اما عطرش همیشه یه جوره. احتمالش میره اینجا یه خبرایی بشه... ته دلم میگه بد نمیشه......
ادامه مطلب