خرید بک لینک
تعداد سوالات بي جواب و ابهامات ذهنم بيشتر از حس و عاطفه ام شده. كلافم ،مغزم آرومم نميزاره، اين زندگاني پر از علامت تعجب خيلي خسته كننده شده...

از جوابهايي كه با لغات زير همراه هستن بيزارم

هر طور بشه

درس ميشه

ارل و آخر

معلوم نيس

نميدونم

شايد

مهم اينه كه

اگر

دلم روزايي و ميخواد كه مينوشتيم كلمه هايي كه دوست دارم... هه ...بييييييييي فكر ، شوت مغززززز ، مست و بي تفاوت

ميخوام يه ساعت تو لحظه زندگي كنم اما نمبتونم

كي اينهمه مسوليت قبول كرديم؟ كي اينهمه مدت گذشت؟ چرا تموم شد ؟

|+| نوشته شده توسط ها!!! در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ |

برچسب: الان,نيستم؟, نویسنده: کیانوش خلیلی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 20:27

صفحه بندی