قلقلكم داد بدجوووووور
نیایش، بوی خوش و زن. هر سه اینها یکی هستند. هر سه اینها انبساطند. وجدند و سرورند و لطافتند. آنوقت چطور می شود همانطور که یکروز را روز نفت می گذارند بیایند یک روز را روز زن بگذارند. چطور می توانند روزهای دیگر را بی زنها سر کنند. چطور می توانند روزهای دیگر بی الهه سر کنند؟ زن که چیز میز نیست. شی نیست، شکل نیست، کالا نیست، دارایی نیست...زن یک حس است. زن سرزمین شگفت انگیزیست برای حیرت کردن. آتلانتیسی است که در دل اقیانوس پنهان شده. آرمان شهر افلاطون است. و شعریست که هر روز باید سروده شود. زن مادر مسیح است. معشوقه ی محمد. استاد بودا...
برچسب: زن,زنجبيل,زنود الست,زندگی,زن شوهردار,زندان زنان,زناشویی,زنقة ستات,زنبیل,
نویسنده: کیانوش خلیلی