مثل یه رویا
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:27
زندگی آسون نیست اصلا، اما یه وقتایی لحظه های خوشش اینقدر میچسبه که یادت میره کلا چه کرده باهات. اینومینویسم که یادم بمونه چقدر حالم دگرگون شد تو یه مدت کوتاهحالمان خوب استهمه هم باور کنند
هفت سال
-
تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 19:56
مهندسی یه تفکره، یه روش زندگیه، مهندسی یه نگاهه، اینارو از یکی از بهترین مهندسایی که میشناسم یاد گرفتم. کسی که با نگاه مهندسی حتی آشپزی میکرد و خیلی هم موفق بود!xa0امضاش زیر پروژه هاش تا ابد میمونه، مثل امضای یه نقاش حرفه ای زیر تابلوهاش،همینطور راه و رسم مهندسی که به من یاد داد.xa0روز مهندس مبارکxa...
این دیگه چه رسمیه
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 12:46
اونیxa0 نداره بخشندس ، اونی که داره آب از دستش نمیچکه اونی که بهش رسیده دلشو زده، اونی که ندارتش دلش لک زده اونی که عاشقه دورمونده، اونی که نزدیکه عاشق نیست اونی که راه بلده مونده پشت در، اونی که راست و
وقتی شاد نیستی
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 12:46
وقتی شاد نیستی شب یلدا چیه کاره خوب چیه دوست چیه وایناختن چیهxa0 فارغ اتحصیلی چیه عشق چیه کلا زندگی چیه وات د فاک! شایسدراف
خاطرات
-
تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 12:46
رفتی و در دل من ماند به جایxa0عشقی الوده به نومیدی و دردxa0نگهی گمشده در پرده ی اشکحسرتی یخ زده در خنده ی سردآه اگر باز به سویم آییxa0دیگر از کف ندهم اسانتxa0ترسم این شعله ی سوزنده ی عشقآخر آتش فکند بر جانت
٦٠ سال
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:37
ديروز تولدش بود ، ٦٠ ساله ميشد. ١٠ سال پيش وقتي تو حال و هواي كنكور به اين فكر ميكردم كه نيم قرن بودن و نفس كشيدنشو تو اين دنيا جشن بگيرم، دو دل ميشدم. چند بار برنامه هامو بالا و پايين كردم، كلي برنام
I cannot take it anymore
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:37
no more no more no more or just like always I could never think about their death now what is next when I think about mine every single day
اتمام حجت
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:37
من امروز و الان و همینجا اتمم حجت میکنم با همه ی دنیا با همه ی توانم و با همه ی قدرتی که عشق توی دلم بهم داده، توی این فرصت یکبار زندگی و تا زمانی که نفس میکشم (تکرار میکنم تا زمانی که نفس میکشم) ، اج
این حافظه ی لعنتی
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:37
یه چیزایی هیچوقت از یاد آدم پاک نمیشه اون سرگیجه ی دردناکی که توی سایت دانشگاه با خوندن اون صفحات پشت سر هم گرفتم و میگم یا جمله ای که وقتی خیره بودم به گارد ریل های اتوبان کرج شنیدم. من الآن اینجا بی
هالوژن عظیم امید که اکنون در من میزند سو سو
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:37
xa025 سپتامبر روي تقويم ديواري توي آشپزخونه با يه صورت غمگين پر شده، سفر مامان تموم شد و با خودش همه ي صداهارو از اين يك مثقال جاxa0برد . امروز قرار بود روز غمگيني باشه، از خيلي قبلتر ها ، اينو صورت غمگ
آبرنگ
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:37
نمیدونم تو چقدر یادم میوفتی، اما من به طور عجیبی یادتم شاید حرفی نباشه برای گفتن، اما خوشحالم که اینقدر محکم یکی جاشو حفظ کرده و یه چیزی! همیشه ممنونم ازت که بهترین لحظه های عمرمو ثبت کردی، لحظه هایی که فکر کنم هیچوقت تکرار نشن
Die Mitte
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:37
Ich hasse es, weil ich immer in der Mitte bin warum kann ich nicht einfach manche Sachen behersche? jaaa, ich weiß warum. weil ich einfache sehr faul bin die letzte Schritte zu gehen. weil ich weiß, dass es ausreichend ist, damit ich weiter gehn und damit ich weiter machen kann. Aber irgendwann muss...
خود کرده را تدبیر نیست در ساده ترین زبان
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:37
حدود 2000 نفر در دنیا سرمایه ای در حدود دو برابر درامد سالیانه ی کشور آلمان که پردرامد وبلاگ ترین کلمه کشور اروپاس دارند. با خودم فکر میکنم چند درصد از اینا یه خیری به دنیا رسوندن و به اینجا رسیدن. حقیقتش برای رس
یه چیزی شبیه پناه
-
تاریخ: 1397/2/20 ساعت: 11:27
من هر کار کنم یه جاش یه چیزی میشه که بازم آخرش به آرامش نمیرسم. کاش میشد مغزم و خاموش کنم و مثل آدمای دیگه راه آسون
پیچیدگی یا پیچیده سازی
-
تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 22:17
یعنی بعضی آدما زندگیو خیلی دست کم میگیرن و ساده می انگارند یا بقیه پیچیدش میکنند! یا شایدم واقعا راسته که هر طوری تصورش کنی میگذره!امل نه! این زمانی درسته که به کم راضی باشی، که نیستن!!! فقط فشارشو به بقیه میارن و میگن که سخت نمیگیرن و میگذره! در حالیکه در خیلی موارد دهن پدر و مادر و یا اطرافیان دیگ...
هیچی
-
تاریخ: 1396/10/19 ساعت: 6:33
نه! هیچی! نه برای دیدن اولین برف رفتم بیرون، نه برای شب یلدا... هر کاری که با تو بود بازم باید با تو باشه وگرنه میخوام صد ساله سیاه نباشه... |+| نوشته شده توسط ها!!! در جمعه یکم دی ۱۳۹۶ xa0|
تو که نیستی زندگیم میشکافه
-
تاریخ: 1396/9/8 ساعت: 4:51
همیشه دوره های زندگیمو با اتفاقاتِ دردناک تقسیم بندی کردم. در حدی که حتی مسایلی مثل قهرمانی پرسپولیس با گل سپهر حیدری و یادمه چون سال کنکورم بود. (جای ِکنکور تامدت ها درد میکرد) تاریخ ها و سالها و یادم میمونه چون قبل و بعد رفتن بابام هستن یا قبل و بعد جداییم از تو که از دست بد روزگار توی یک سال اتفا...
یه جرقه کوچولو
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 2:01
من جز دسته آدمهایی هستم که وقتی تو شرایطی هستم که میخوامش ، آثار شرایط دیگرو پاک میکنم تا حتی الامکان هیچ خاطره ی قدیمیِ غیر قابل بازیافتی دوره نشه! دیروز یه عکس که شامل سه نیمرخ پاره بود دستم رسید. سه نیمرخی که سیر بزرگ شدنو خیلی واضح نشون میداد. صاحب اون عکسها هم مثل من باید خیلی وقت پیش، قبل از ا...
هر که بامش بیش برفش بیشتر
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 2:01
من شاید بتونم پارو کنم (که نمیتونم). لااقل به اونی که وابسته بوده همیشه رحم کن. نمیتونم بهش بگم تحمل کن و تحمل کن و تحمل کن یه سری شخصیت ها نمیتونن, چرا نمیفهمی؟xa0xa0 باشه اینم روش اما بعدش خواهش میکنم اجازه بده زندگی کنیم
تاریکم
-
تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 11:20
آدم بدون غم نمیشه راه بی پیچ و خم نمیشه آرزوی کم نداریم آرزو که کم نمیشه خستم از کلام قصار و راویانی که قصد میکنند در شفای حال من تاریکم فردا سراغ من بیا یک روز زیبا سراغ من بیا امروز از هم گسستم اگه بال و پر شکستم و به پرتگاه غم رسیده گامهای من چو غرق خاطراتم و غریق بی نجاتم و بی خواب و زابراهم و ط...